نگاه سرگرمی محور به سینمای کودک؛ مانع ایفای وظیفه تربیتی

حجت الله سیفی، کارگردان سینمای کودک ، همزمان با اولین روز از هفته کودک در گفت وگو با ایکنا با بیان اینکه  سینما برای تبدیل شدن به ابزاری مؤثر در فرهنگ سازی و انتقال ارزش های اخلاقی به نسل جدید، پیش از هر چیز به زیرساخت فرهنگی و مدیریتی نیاز دارد، اظهار کرد: نخست باید این مسئله را بررسی کنیم که مدیران سینمایی، فرهنگی و آموزشی کشور اساساً چه نگاهی به تربیت کودکان و نسل آینده دارند و سینما را با چه کارکردی می شناسند.

حجت الله سیفی، کارگردان سینمای کودک، همزمان با اولین روز از هفته کودک در گفت وگو با ایکنا با بیان اینکه سینما برای تبدیل شدن به ابزاری مؤثر در فرهنگ سازی و انتقال ارزش های اخلاقی به نسل جدید، پیش از هر چیز به زیرساخت فرهنگی و مدیریتی نیاز دارد، اظهار کرد: نخست باید این مسئله را بررسی کنیم که مدیران سینمایی، فرهنگی و آموزشی کشور اساساً چه نگاهی به تربیت کودکان و نسل آینده دارند و سینما را با چه کارکردی می شناسند. اگر نگاه مسئولان صرفاً معطوف به سرگرمی، جذب مخاطب، برگزاری جشنواره و ارائه چند اثر در عرصه های داخلی و بین المللی باشد، نمی توان انتظار داشت سینما وظیفه تربیتی و فرهنگی خود را به شکل کامل انجام دهد.

وی ادامه داد: سینمای کودک نباید تنها محلی برای ایجاد شادی و سرگرمی باشد. سرگرمی یکی از کارکردهای سینماست، اما این رسانه ظرفیت بسیار گسترده تری دارد و می تواند در شکل دادن به نگاه، سلیقه، رفتار و حتی انتخاب های فرهنگی کودکان نقش داشته باشد. کودک امروز از طریق فیلم با شخصیت هایی آشنا می شود که ممکن است بعدها برای او به الگو تبدیل شوند. بنابراین اگر ما این شخصیت ها و روایت ها را هوشمندانه طراحی کنیم، سینما می تواند به تدریج سلیقه کودک را ارتقا دهد و او را با الگوهای ایرانی، خانواده ایرانی، فرهنگ بومی و ارزش های اخلاقی آشنا کند؛ بدون آنکه این مفاهیم به شکل مستقیم و شعاری به او تحمیل شود.

سیفی با اشاره به امکانات موجود در نظام آموزشی کشور تصریح کرد: آموزش و پرورش ظرفیت های فراوانی برای استفاده از فیلم در حوزه فرهنگی، تربیتی و اخلاقی دارد. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز سال هاست در زمینه کودک فعالیت می کند و امکانات و تجربه لازم برای ورود جدی تر به عرصه تولید و عرضه آثار فرهنگی را در اختیار دارد. مسئله اصلی این است که این امکانات تا چه اندازه شناخته شده و در یک برنامه منسجم مورد استفاده قرار می گیرند. مدیران آموزشی باید بدانند که در عصر حاضر، فیلم و تصویر دیگر یک ابزار جانبی نیستند، بلکه بخشی از زندگی روزمره کودکان و نوجوانان به شمار می روند.

پرهیز از مستقیم گویی

کارگردان فیلم «بچه های جسور» افزود: امروز تقریباً هر تلفن همراه می تواند یک رسانه باشد و هر فردی امکان تولید، دریافت و انتقال محتوا را دارد. کودک و نوجوان نیز در چنین فضایی با انواع تصاویر، فیلم ها، روایت ها و شخصیت ها مواجه است و بخشی از نگاه خود به زندگی را از همین محتواها دریافت می کند. در چنین شرایطی نمی توان انتظار داشت کودکان صرفاً با توصیه های مستقیم و بخشنامه های آموزشی، مسیر فرهنگی مطلوبی را انتخاب کنند. اگر رسانه های مختلف دائماً در حال اثرگذاری بر ذهن آنها هستند، سینما و نظام آموزشی نیز باید برای این میدان برنامه داشته باشند.

این کارگردان سینمای کودک با انتقاد از نبود برنامه ریزی مستمر برای نمایش آثار مناسب در مدارس و مراکز آموزشی گفت: اینکه آموزش و پرورش پس از تولید یک فیلم، صرفاً اعلام کند این اثر مناسب است و دانش آموزان آن را ببینند، کافی نیست. باید برای تماشای فیلم برنامه ریزی شود، درباره محتوای آن گفت وگو صورت گیرد و حتی مشخص شود دانش آموز پس از دیدن اثر چه چیزی دریافت کرده است. اگر قرار است سینما بخشی از فرایند تربیتی باشد، باید ارتباط میان مدرسه، خانواده، فیلم ساز و اثر تولیدشده شکل گیرد. نمی توان فیلم را ساخت و سپس انتظار داشت به خودی خود اثر فرهنگی مورد نظر را ایجاد کند.

دبیر اولین دوره جشنواره فیلم فجر با بیان اینکه سینمای کودک باید از سرگرمی صرف فاصله گیرد، اظهار کرد: فیلم سرگرم کننده ارزش خود را دارد، اما اگر تمام هدف ما این باشد که کودک پس از خروج از سالن سینما فقط بگوید فیلم خنده دار یا هیجان انگیزی دیده است، بخشی از ظرفیت این رسانه را نادیده گرفته ایم. به خصوص در حوزه انیمیشن، مخاطب کودک به شدت تحت تأثیر شخصیت ها، رفتارها، روابط و جهان داستان قرار می گیرد. بنابراین باید بررسی کنیم که کودک پس از پایان فیلم چه تصویری از دوستی، خانواده، مسئولیت پذیری، احترام، فداکاری و رفتار اجتماعی در ذهن خود نگه داشته است.

نیاز به فیلم های آموزشی

سیفی ادامه داد: به فیلم های آموزشی و تربیتی در حوزه های مختلف اجتماعی، خانوادگی، رفتاری، گفتاری، دینی و آیینی نیاز داریم. این آثار الزاماً نباید فیلم های بلند باشند. فیلم کوتاه می تواند ابزار بسیار مناسبی برای انتقال مفاهیم تربیتی باشد. آثار 10، 15 یا 20 دقیقه ای می توانند در مدارس نمایش داده شوند و درباره موضوعاتی که برای زندگی روزمره کودک اهمیت دارد، زمینه گفت وگو ایجاد کنند. وقتی یک مفهوم در قالب داستان و رفتار شخصیت ها به نمایش درمی آید، کودک آن را بهتر لمس می کند و به جای اینکه صرفاً یک دستور اخلاقی بشنود، نتیجه رفتار درست و نادرست را در یک موقعیت واقعی می بیند.

وی با تأکید بر اینکه فیلم تربیتی نباید به موعظه تبدیل شود، گفت: اگر بخواهیم فیلم آموزشی بسازیم، نباید مقابل کودک قرار بگیریم و بگوییم به پدربزرگ احترام بگذار، سلام کن، پدر و مادر خود را دوست داشته باش یا کودکانت را در آغوش بگیر. این نوع بیان مستقیم، بیشتر شبیه توصیه است تا سینما. فیلم باید موقعیتی ایجاد کند که کودک خودش رفتار درست را کشف کند. برای مثال، اگر کودکی در خانواده رفتاری داشته باشد که موجب احترام پدربزرگ، پدر، مادر و اطرافیان شود، همان رفتار می تواند موضوع یک روایت باشد. مخاطب باید این رفتار را ببیند، با شخصیت همراه شود و در نهایت خودش به ارزش آن پی ببرد.

کارگردان فیلم «به خاطر خواهرم» با اشاره به ظرفیت ادبیات و تاریخ ایران برای تولید چنین آثاری بیان کرد: ادبیات ایران و تجربه زندگی نسل های گذشته، سرشار از موقعیت هایی است که می تواند دستمایه تولید فیلم کودک و نوجوان قرار گیرد. باید زندگی مردم، رفتار خانواده ها، روابط میان نسل ها و منش کودکان و نوجوانان گذشته را با دقت مطالعه کنیم. حتی در روستاها و مناطقی که هنوز برخی تغییرات اجتماعی با سرعت کمتری در آنها اتفاق افتاده، نمونه های فراوانی از روابط خانوادگی و اجتماعی وجود دارد که می تواند برای تولید آثار کودک مورد استفاده قرار گیرد. این منابع نیازمند تحقیق و شناخت دقیق هستند.

دبیر جشنواره فیلم کیش افزود: یکی از حوزه هایی که می تواند منبع مهمی برای تولید آثار تربیتی باشد، زندگی کودکان و نوجوانانی است که در دوران هشت سال دفاع مقدس در شرایط جنگی رشد کردند. درباره بسیاری از این شخصیت ها بیشتر از وجه قهرمانی آنها سخن گفته ایم، در حالی که باید پیش از رسیدن به آن مرحله، زندگی خانوادگی و اجتماعی آنان را نیز ببینیم. باید پرسید این کودکان در خانه چگونه رفتار می کردند، رابطه آنها با پدر و مادر چگونه بود، چه ویژگی هایی داشتند که مورد احترام اطرافیان قرار گرفتند و چگونه همان ویژگی ها بعدها در شرایط دشوار به شکل مسئولیت پذیری و فداکاری خود را نشان داد.

سیفی تصریح کرد: اگر با نگاهی دقیق و بدون شعار به زندگی کودکان و نوجوانان دوران دفاع مقدس نگاه کنیم، می توانیم از دل همین زندگی ها فیلم های کوتاه و ساده ای تولید کنیم که برای نسل امروز قابل فهم باشد. لازم نیست همیشه قهرمان را در موقعیت های بزرگ و غیرواقعی نشان دهیم. گاهی یک رفتار ساده خانوادگی، یک تصمیم درست، احترام به بزرگ تر، کمک به دیگران یا پذیرش مسئولیت می تواند شخصیت کودک را شکل دهد و در یک فیلم، معنای عمیقی پیدا کند. چنین روایت هایی می توانند الگوهایی ایرانی و قابل لمس در اختیار کودکان قرار دهند.

ارتقای سلیقه کودکان

وی با اشاره به اهمیت ارتقای سلیقه مخاطب کودک اظهار کرد: یکی از وظایف مهم سینمای کودک، ارتقای سلیقه است. کودک وقتی از سنین پایین با آثار باکیفیت، شخصیت های درست و روایت های جذاب ایرانی مواجه شود، به تدریج ذائقه فرهنگی او نیز شکل می گیرد. اگر در تولید آثار کودک تنها به نمونه های خارجی نگاه کنیم و شخصیت ها و جهان داستانی آنها را الگو قرار دهیم، طبیعی است که کودک نیز همان شخصیت ها را جذاب تر بداند. اما اگر بتوانیم شخصیت ایرانی را با طراحی مناسب، داستان جذاب و کیفیت فنی قابل قبول به او معرفی کنیم، می توانیم زمینه علاقه او به الگوهای فرهنگی خودمان را فراهم کنیم.

کارگردان فیلم «سهم من از زندگی» ادامه داد: علاقه کودک به فرهنگ ایرانی با دستور و توصیه ایجاد نمی شود. کودک باید شخصیت ایرانی را دوست داشته باشد، با او همراه شود، برای سرنوشتش نگران شود، از موفقیتش خوشحال شود و در رفتار او ویژگی هایی را ببیند که برای زندگی خودش قابل استفاده است. اگر چنین اتفاقی بیفتد، سینما می تواند بدون شعار، کودک را به سمت الگوهای بومی هدایت کند. باید شخصیت هایی خلق کنیم که هم جذابیت سینمایی داشته باشند و هم از نظر رفتاری و اخلاقی بتوانند الگویی مناسب برای مخاطب باشند.

وی با انتقاد از کمبود تحقیق در حوزه زندگی ایرانی افزود: متأسفانه درباره بسیاری از موضوعاتی که می توانند پایه تولید آثار کودک قرار گیرند، تحقیق کافی انجام نداده ایم. بیشتر به سراغ الگوهای آماده خارجی رفته ایم و تلاش کرده ایم خودمان را در کنار سینمای هالیوود یا جریان های بزرگ انیمیشن قرار دهیم، در حالی که پرسش اساسی باید این باشد که برای کودک ایرانی چه می سازیم. اگر تکنیک و کیفیت تولید را از سینمای جهان یاد بگیریم، اشکالی ندارد، اما محتوا و جهان شخصیت ها باید بتواند با زندگی و فرهنگ مخاطب ایرانی ارتباط برقرار کند.

اهمیت فیلم های انیمیشن

سیفی اظهار کرد: امروز گرایش زیادی به ساخت انیمیشن وجود دارد و این حوزه ظرفیت مهمی برای سینمای کودک است، اما نباید هدف صرفاً این باشد که یک محصول از نظر فنی شبیه نمونه های خارجی تولید کنیم. تکنیک باید در خدمت داستان و شخصیت قرار گیرد. ما باید بدانیم کودک ایرانی چه دغدغه ای دارد، خانواده ایرانی چه ویژگی هایی دارد، چه نوع روابطی برای او قابل لمس است و چگونه می توان مفاهیم اخلاقی و انسانی را در دل یک داستان جذاب قرار داد. اگر این شناخت وجود نداشته باشد، حتی یک اثر پرهزینه و پر زرق وبرق هم الزاماً تأثیر تربیتی ماندگاری نخواهد داشت.

وی در پایان گفت: هدف نهایی سینمای کودک باید این باشد که کودک امروز را برای زندگی فردا آماده کند. اگر می خواهیم در آینده پدران و مادرانی مسئول، فرزندانی مهربان، شهروندانی متعهد و انسان هایی اخلاق مدار داشته باشیم، باید تمرین این رفتارها از دوران کودکی آغاز شود. سینما می تواند این تمرین را در قالب داستان، شخصیت و موقعیت انجام دهد. کودک باید در فیلم ببیند که برای تبدیل شدن به یک پدر خوب، امروز باید فرزند خوبی باشد، برای داشتن یک خانواده سالم، باید احترام و مسئولیت پذیری را از همین حالا تجربه کند و برای ساختن جامعه بهتر، باید رفتار درست با دیگران را بیاموزد. اگر چنین نگاهی در سیاست گذاری فرهنگی و تولید آثار کودک شکل گیرد، سینما از یک ابزار صرفاً سرگرم کننده فراتر می رود و به اهرمی برای ارتقای سلیقه، تقویت هویت فرهنگی و ایجاد تمایل نسل جدید به الگوهای ایرانی تبدیل خواهد شد.

انتهای پیام

نظرات

captcha